سلام به همه دوستان آزاداندیش آرمانی.
به وبلاگ آرمان خوش آمدید.این وبلاگ را از این جهت تاسیس کردیم تا یک پل ارتباطی راحت و همیشه در دسترس برای شما وجود داشته باشد تا اگر انتقادی,ایده ای و یا نظری دارید در قسمت نظرات برای ما به اشتراک بگذارید.
این پست را ما برای شما قرار دادیم تا نظرات خود را در مورد برنامه های اجرا شده توسط گروه دانشجویی آرمان برای ما ارسال نمایید.
با تشکر...

ای وای مادرم
آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگیّ ما همه جا وول می خورد
هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم
***
هر روز می گذشت از این زیر پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز ما
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می رود
چادر نماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک خورده و جوراب وصله دار
او فکر بچه هاست
هر جا شده هویج هم امروز می خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه ها
***
او مُرد ودر کنار پدر زیر خاک رفت
اقوامش آمدند پی سر سلامتی
یک ختم هم گرفته شد و پُر بَدَک نبود
بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند
لطف شما زیاد
اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت:
این حرف ها برای تو مادر نمی شود.
***
او پنج سال کرد پرستاری مریض
در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد
اما پسرچه کرد برای تو؟ هیچ، هیچ
تنها مریضخانه، به امّید دیگران
یک روز هم خبر: که بیا او تمام کرد.
در راه قُم به هر چه گذشتم عبوس بود
پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد
صحرا همه خطوطِ کج و کوله و سیاه
طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین
دریاچه هم به حال من از دور می گریست
تنها طواف دور ضریح و یکی نماز
یک اشک هم به سوره ی یاسین من چکید
مادر به خاک رفت.
***
این هم پسر، که بدرقه اش می کند به گور
یک قطره اشک مُزد همه ی زجرهای او
اما خلاص می شود از سرنوشت من
مادر بخواب، خوش
منزل مبارکت.
***
آینده بود و قصه ی بی مادریّ من
نا گاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ
من می دویدم از وسط قبرها برون
او بود و سر به ناله برآورده از مغاک
خود را به ضعف از پی من باز می کشید
دیوانه و رمیده، دویدم به ایستگاه
خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع
ترسان ز پشت شیشه ی در آخرین نگاه
باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش
چشمان نیمه باز:
از من جدا مشو.
***
می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود
انگار جیوه در دل من آب می کنند
پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم
خاموش و خوفناک همه می گریختند
می گشت آسمان که بکوبد به مغز من
دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه
وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد
یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان
می آمد و به مغز من آهسته می خلید:
تنها شدی پسر.
***
باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی
دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض
پیراهن پلید مرا باز شسته بود
انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود:
بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟
تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر
می خواستم به خنده درآیم به اشتباه
اما خیال بود
ای وای مادرم...
***
شعر از استاد شهریار
متاسفانه سانس 5شنبه اجرای اول تئاتر نیمباز به دلیل ناهماهنگی های مسئولین دانشگاه کنسل شد.
از تمامی دانشجویانی که برای این سانس بلیط تهیه کرده بودند عذرخواهی میکنیم.
دوستان می توانند برای دریافت پول خود به دفتر آرمان مراجعه کنند و یا اگر تمایل دارند می توانند در سانسی دیگر شرکت نمایند.
زمان های اجرا:
شنبه :
ساعت 13:30 اجرای اول
ساعت 15:30 اجرای دوم
یکشنبه:
ساعت 13:30 اجرای سوم
ساعت 15:30 اجرای چهارم
دوشنبه:
ساعت 13:30 اجرای پنجم
ساعت 15:30 اجرای ششم
*مدت زمان هر اجرا 90 دقیقه می باشد.*
دور دوم انتخابات در دانشگاه نیز برگزار گردید...
از تمامی دوستان و دانشجویانی که در این امر مهم شرکت نمودند و به اطاعت از رهبر گرانقدر شتافتند کمال تشکر را داریم.
آیا دوست دارید که میزان آرا در دانشگاه را بدانید ؟
1-آقای محمدعلی قاسمی 97 رای
2-آقای عباس پاپی 81 رای
پس از ماهها تلاش و پیگیری و تمریناتی سخت و فشرده ، بالاخره گروه تئاتر آرمان تئاتر خود را آماده ی اجرا کرد ...
گروه تئاتر هیئت دانشجویی آرمان تقدیم مینماید... !!!

این اثر به نویسندگی محمد جاویدی و کارگردانی علی چشمه دار زاده پس از ماهها تلاش به روی صحنه می رود.
بازیگران و عوامل این گروه عبارتند از خانم ها پرتاری ، تاج گردون ، تاجمیری ، جمشیدی و آقایان رضا سبزی وند ، علی گوکی ، محمد قیلاوی زاده ، دستیار کارگردان مهرداد جاویدی ، منشی صحنه خانم پاپی ، طراح صحنه و دکور خانم نصیری و مهرداد جاویدی ، موسیقی رضا سجادی نیا و به سرپرستی محمد عطاری دزفولی
این تئاتر اولین کاری است که بصورت طنز در دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول آماده ی اجرا می باشد ، و برای هرچه بهتر مهیا شدن این تئاتر ، تمامی بچه های گروه از آبروی خود مایه گذاشته اند .
باید توجه داشت که این کار بر خلاف کارهای قبلی که در دانشگاه به روی صحنه رفتند ، بدون هیچ نظارت و راهنمایی از طرف بزرگان تئاتر شهرستان تهیه شده است ، می توان ادعا کرد که این تئاتر تماما دانشجویی بوده ، به طوریکه تمام بازیگران دانشجو ، و همچنین کارگردان و نویسنده ی این کار نیز دانشجو هستند ، امیدواریم تا این گروه اجراهای موفقی داشته باشند .
درمورد موضوع تئاتر میتوان اشاره کرد به معضل بزرگی که بین دانشجویان رواج پیدا کرده ، آری ، برنامه ای که نام آن همنام نمایشنامه می باشد ، هیئت دانشجویی آرمان در نظر دارد تا با اجرای این تئاتر دانشجویان را از برخی مسائل بر حذر دارد و با یک شیوه ای کاملا نو ، آنها را راهنمایی نماید . امیدواریم تا مورد استقبال دانشجویان عزیز قرار بگیرد

مردی شورش میکند که به او سفیانی گفته میشود (عثمان بن عنبسه از تبار ابوسفیان و از نسل یزید بن معاویه) در وادی یابس (تنگه بیآب و علف) که در محدودة شامات (درة دمشق) میباشد نمایان میگردد. او سمبل و نمونه آن دسته از حکام و فرمانروایان کشورهای اسلامی است که در عین انحرافاتشان با حق سرف ستیز دارند که بعد از وی چنین کسانی دیده نخواهند شد و پس از او نسل چنین سردمدارانی منقرض خواهد شد. زمان خروج و شورش او ـ طبق روایات معتبره ـ 1 در ماه رجب است و احتمالاً در دهه آخر و روز جمعه باشد که میان ظهور حضرت در مکه مکرمه و شورش سفیانی تنها شش ماه فاصله است.
ادامه مطلب
همایشی در رابطه با مهدویت و آخرالزمان با سخنرانی دکتر مطهری نیا استاد دانشگاه و محقق تهران توسط گروه آرمان برگزار خواهد شد.

زمان همایش: یکشنبه 10 اردیبهشت از ساعت 2 تا 5 بعد از ظهر.
مکان همایش: سالن شیخ مرتضی انصاری (ره)
سخنران:دکتر مطهری نیا



